پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۶۳ - در مدح خاقان ارسلان خاقان کما الدین ابوالقاسم محمود و شکر کنیزکان که بوی داده

آفتاب جلال و عالم جود

که چنو در جهان نشد موجود

خان عادل ، کمال دولت و دین

گوهر کان محمدت ، محمود

آنکه او راست طلعت میمون

آنکه او راست طالع مسعود

خسروان را جناب او مقصد

سروران را رضای او مقصود

همه فضیلتیست از دلش معتاد

همه جودیست از کفش معهود

قصر احسان بسعی او معمور

پشت ایمان بعون او مشدود

ای سرافراز خسروی که تراست

در ره دین موافقت مشهود

فتح گشته بعزم تو مقرون

یمن گشته برای تو معقود

روز هیجا غریو کوس ترا

خوش تر از لحن نای و نغمهٔ عود

ملک را از تو اتساق امور

شرع را از تو انتظام عقود

آمد اندر صلاح دولت تو

آسمان را وثایق معهود

گشت مخذول آجل و عاجل

هر که از حضرت تو شد مطرود

خسروا ، آفتاب عدلی و هست

ظل تو بر سر رهی ممدود

از عطاهای جزل تو شده ام

در میان هنروران محسود

تو بیک مه سه مهر خم دادی

که بردشان مه دو هفته سجود

رویشان در کشی چو لاله و گل

مویشان در خوشی چو عنبر و عود

لاجرم شد فریضه بر جانم

شکر تو ، چون عبادت معبود

تا بود در جهان صلاح و فساد

تا بود درفلک نحوس و سعود

دوستان تو مقبل و مقبول

دشمنان تو مدبر و مردود

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶۵ - نیز در مدح خاقان کمال الدین محمودکمال دولت و دین صورت شجاعت وجود
  2. شمارهٔ ۶۶ - در مدح اتسزای آنکه از خصال تو قدر هدی فزود
  3. شمارهٔ ۶۷ - هم در مدح اتسزتویی ، شها ، که نظیر تو در جهان نبود
  4. شمارهٔ ۶۸ - هم در مدح ملک اتسز گویدجانا، دلم ز فرقت تو خون همی شود
  5. شمارهٔ ۶۹ - نیز در ستایش اتسزشاهی، که قدر او ز ثریا نشان دهد
  6. شمارهٔ ۷۰ - در مدح اتسز خوارزمشاهبهار باز جهان را همی بیاراید
  7. شمارهٔ ۷۱ - در مدح شمس‌الدین وزیرجز مکارم زشمس دین ناید
  8. شمارهٔ ۷۲ - در مدح اتسزتویی ، شها ، که بتو چرخ را نیاز آید
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.