پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۷۲ - در مدح اتسز

تویی ، شها ، که بتو چرخ را نیاز آید

ببارگاه تو اقبال در نماز آید

زطبع دشمن جاهت سموم غم خیزد

ز رشح خدمت صدرت نسیم ناز آید

ز عون تیغ تو ملت بانتظام رسد

ز حسن سعی تو دول در اهتزاز آید

مجاز گشت در ایام کار دشمن تو

وگر طلب کندش عکس هم مجاز آید

مگر که سالب کلی شدست کار عدوت؟

که عین سالب کلی بعکس باز آید

خدایگانا ، من بازگشتم از خدمت

حرام چه ضرورت بود چو آز آید؟

مرا ، شها، چو تو عزم ره دراز کنی

ز عاجزی بدل اندیشهٔ دراز آید

تنم در آب دو دیده شود فسرده و لیک

دلم در آتش اندوه در گداز آید

منم چو صعوه بعحز و تو بازی و هرگز

که دید صعوه کزو اقتدار باز آید؟

بسا که پیر کند دور چرخ ، تا ناگاه

بدست چرخ جوانی چو من فراز آید

روا بود که چو من کس برای عصمت جان

ز صحن مهلکه در حصن احتزاز آید؟

تویی ، شها ، که هزاران هزار مثل مرا

ز یک اشارت جاه تو برگ و ساز آید

ز تو سزد که چو من بنده ای بخدمت تو

برهنه روز زمستان بتر که تاز آید؟

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۷۴ - ذوقافتین در مدح ملک اتسزای از مکارم تو شده در جهان خبر
  2. شمارهٔ ۷۵ - قصیدۀ ذو بحرین در مدح علاء الدوله اتسز خوارزمشاهای در تو مقصد اهل هنر
  3. شمارهٔ ۷۶ - در مدح اتسزای رایت مبارک تو آیت ظفر
  4. شمارهٔ ۷۷ - نیز در مدح اتسز گوید در بازگشت از جنگ ماوراء النهرای ز آب تیغ تو تازه ریاحین ظفر
  5. شمارهٔ ۷۸ - در مدیحه گویدای زگفتار تو پرداخته آیات هنر
  6. شمارهٔ ۷۹ - در مدح اتسز خوارزمشاهبِبُرد از من به ناگاهان هوای مهرِ آن دلبر
  7. شمارهٔ ۸۰ - در تهنیت ولادت دو فرزند ملک اتسزبر آمد ز چرخ معالی دو اختر
  8. شمارهٔ ۸۱ - در مدح اتسزجهان ظفر پادشا بو المظفر
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.