پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۶۲ - نیز در مدح اتسز گوید

شاها ، فلک عدوی ترا در عنا فگند

وز صحن بوستان مرادش جدا فگند

افلاک دوستان ترا در طرب نشاند

و ایام دشمنان ترا در عنا فگند

گیتی ز صدق تو قلبم مخرقه شکست

گردون ز جاه تو علم کبریا فگند

تو کبرایی محضی و از دفتر جلال

اخلاق تو علامت کبرو ریا فگند

مصباح علم ها ز دل تو قدر فروخت

مفتاح رزق ها بکف تو قضا فگند

روشن از چشم بزرگی مگر درو

گردون ز گرد موکب تو توتیا فگند؟

از چرخ مجد کوکب جاه رفیع تو

بر روشنان قبهٔ خضرا ضیا فگند

بر شخص ها عطای تو خط غنا کشید

در طبع ها لقای تو تخم هوا فگند

از ظالمان چه بیم ؟چو عدلت نمود روی

و سحرها چه باک؟که موسی عصا فگند

آنکس که پیش رمح تو آید بمعرکه

خود را بقصد در دهن اژدها فگند

کفار را حسام تو هنگام کارزار

از عرصهٔ بقا بمضیق فنا فگند

حفظت امان نداد جز آن را ، که خویشتن

در بیضهٔ متابعت مصطفا فگند

اقبال تو فگند عدو را ز خانمان

ادبار داند اکنون کو را کجا فگند؟

هستند دشمن تو و محنت بهم سزا

آری ، فلک سزا بجوار سزا فگند

گر نیست مستحق عقوبت عدوی تو

خود را بپیش آتش خشمت چرا فگند

شاها ، خدایگانا ، دست نوال تو

در شاهراه وعده بساط وفا فگند

در خشک سال حادثه بودم ، کنون مرا

انعام تو بمنزل آب و گیا فگند

مس بود گفتهٔ من و زر شد بمدح تو

گویی برو سعادت تو کیمیا فگند

شاها ، رسید عید همایون ز خلد عدن

وندر سرای ملک تو فرش بقا فگند

عیدت خجسته باد ، که خصم ترا وعید

برد از میان نعمت و اندر بلا فگند

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶۴ - ایضاً در مدح خاقان کمال الدین محمودزهی ! جمال ترا آفتاب کرده سجود
  2. شمارهٔ ۶۵ - نیز در مدح خاقان کمال الدین محمودکمال دولت و دین صورت شجاعت وجود
  3. شمارهٔ ۶۶ - در مدح اتسزای آنکه از خصال تو قدر هدی فزود
  4. شمارهٔ ۶۷ - هم در مدح اتسزتویی ، شها ، که نظیر تو در جهان نبود
  5. شمارهٔ ۶۸ - هم در مدح ملک اتسز گویدجانا، دلم ز فرقت تو خون همی شود
  6. شمارهٔ ۶۹ - نیز در ستایش اتسزشاهی، که قدر او ز ثریا نشان دهد
  7. شمارهٔ ۷۰ - در مدح اتسز خوارزمشاهبهار باز جهان را همی بیاراید
  8. شمارهٔ ۷۱ - در مدح شمس‌الدین وزیرجز مکارم زشمس دین ناید
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.