پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۵۱ - در مدح ملک اتسز

خسروا ، چون تو آسمان نارد

خدمت و زمانه بگزارد

باد را هیبت تو بر بندد

کوه را حملهٔ تو بردارد

پای تو فروش محمدت سپرد

دس تو تخم مکرمت کارد

روز هیجا ز سر کشان تیغت

هیچ کس را بکس بنگذارد

تیر چون باد تو ز شخص عدو

شکم خاک را بینبارد

همچو مشاطگان عزیمت تو

هر دو رخسار فتح بنگارد

در کف نیزه ، چون عصای کلیم

سحر اعدای دین بیوبارد

سنگ چون موم گردد ، اربر سنگ

اعتقاد تو وهم بگمارد

هر که جان را به مهر تو نسپرد

روزگارش به مرگ بسپارد

زهر با حشمت تو نگزاید

نوش با هیبت تو نگوارد

برق تهدید تو جهان سوزد

ابر انعام تو گهر بارد

بر تن اسلام درع تو پوشد

در دل ایام مهر تو دارد

سال و ماه از نشاط خوردن تو

کام شمشیر تو همی خارد

وام دارد عدو ز تیغ تو جان

وقت آمد که وام بگزارد

خسروا ، چرخ با عنایت تو

دل اهل هنر نیازارد

دست بر آسمان برد ، هر کو

پای در خدمت تو بفشارد

بنده ، روزی که پیش تو نبود

از حساب حیا نشمارد

بشنو این قطعه ، کز شنیدن آن

طبع را سمع در نشاط آرد

هر که در نظم این سخن نگرد

بجز از نظم در نپندارد

شاد زی سال و مه ، که شادی تو

غم ابنای فضل بگسارد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۳ - نیز در ستایش اتسز می گویدچمن باغ پر ثریا شد
  2. شمارهٔ ۵۴ - هم در مدح اتسز گویدلوای دولت و ملت کنون مظفر شد
  3. شمارهٔ ۵۵ - در مدح علاءالدوله اتسزچون علاء دولت و دین دروغا خنجر کشد
  4. شمارهٔ ۵۶ - در مدح کمال‌الدین محمود خانای بعزم تو فتح را پیوند
  5. شمارهٔ ۵۷ - در مدح ملک اتسزای تو بر آزادگان عصر خداوند
  6. شمارهٔ ۵۸ - در مدح اتسزرفت آن نگار و عشق آن نگار ماند
  7. شمارهٔ ۵۹ - و هم در ستایش اتسز گویدای آنکه در جهان ز تو سری نهان نماند
  8. شمارهٔ ۶۰ - هم در مدح اتسزشاها ، ز زخم تیغ تو گردون حذر کند
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.