پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی

وحشی بافقی

فرهاد و شیرین

۴۴ شعر

فهرست اشعار

  1. بخش ۱ - سرآغاز الهی سینه‌ای ده آتش افروز
  2. بخش ۲ - در ستایش پروردگار به نام چاشنی‌بخش زبانها
  3. بخش ۳ - در راز و نیاز با خداوند خداوندا نه لوح و نه قلم بود
  4. بخش ۴ - در ستایش حضرت پیغمبر«ص» حکیم عقل کز یونان زمین است
  5. بخش ۵ - در چگونگی شبی که پیغمبر بر آسمان بر شد شبی روشنتر از سرچشمهٔ نور
  6. بخش ۶ - در ستایش حضرت علی «ع» نه هر دل کاشف اسرار «اسرا» ست
  7. بخش ۷ - گفتار در آرایش و نکویی سخن سخن صیقلگر مرآت روح است
  8. بخش ۸ - حکایت به حَربا گفت خفاشی که تا چند
  9. بخش ۹ - گفتار در نکویی خموشی و عشق بیا وحشی خموشی تا کی و چند
  10. بخش ۱۰ - گفتار در چگونگی عشق یکی میل است با هر ذره رقاص
  11. بخش ۱۱ - حکایت به مجنون گفت روزی عیب‌جویی
  12. بخش ۱۲ - حکایت یکی فرهاد را در بیستون دید
  13. بخش ۱۳ - گفتار در ستایش عشق زبان دان رموز کیمیا کیست
  14. بخش ۱۴ - حکایت زلیخا را چو پیری ناتوان کرد
  15. بخش ۱۵ - گفتار در آغاز داستان و چگونگی عشق مرا زین گفتگوی عشق بنیاد
  16. بخش ۱۶ - در جستجوی جایی دلکش و سرزمینی خرم ز هم‌پرواز اگر مرغی فتد دور
  17. بخش ۱۷ - گفتار در رفتار خادمان شیرین به طلب نزهتگاه دلنشین و پیدا نمودن دشت بیستون و خبردادن شیرین را خوشا خاکی و خوش آب و هوایی
  18. بخش ۱۸ - حکایت یکی صیاد مرغی بسته‌پر داشت
  19. بخش ۱۹ - گفتار در بیرون آمدن شیرین از مشکوی خسرو بت پر شکوه ماه پر شکایت
  20. بخش ۲۰ - گفتار اندر طلب نمودن شیرین استادان پرهنر را برای بنا نمودن قصر شیرین و یافتن خادمان فرهاد را بنایی را که باشد حسن بانی
  21. بخش ۲۱ - گفتار اندر گفت و شنید غلامان شیرین با فرهاد و بردن او را به نزد شیرین مه جبین حریص گنج بنای گهر سنج
  22. بخش ۲۲ - گفتار درآوردن خادمان شیرین فرهاد را در نزد آن ماه جبین و دلربایی آن نازنین از فرهاد چو شیرین خیمه زد بر طرف کهسار
  23. بخش ۲۳ - گفتار اندر دلربایی شیرین از فرهاد مسکین و گفت و شنید آن دو به طریق راز و نیاز در پردهٔ راز خوشا عشق خوش آغاز خوش انجام
  24. بخش ۲۴ - در ستایش معرفت و مقام عشق هزاران پرده بر قانون عشق است
  25. بخش ۲۵ - در بیان گرفتاری فرهاد به کمند عشق شیرین چو دید آن نوش لب شوخ پریزاد
  26. بخش ۲۶ - در گفتگوی شیرین با فرهاد و تعریف کوه بیستون و مأمور نمودن فرهاد به کندن کوه بیستون خوش آن بی‌دلی که عشقش کافر ماست
  27. بخش ۲۷ - در جواب گفتگوی شیرین و قبول نمودن فرهاد کندن کوه بیستون را به جهت عمارت بدو فرهاد گفت که ای سرو نوخیز
  28. بخش ۲۸ - در صفت مرغزاری که شیرین در آنجا آسایش نموده و گفتگوی او با دایه در ستایش حسن خویش همایون دشتی و خوش مرغزاری
  29. بخش ۲۹ - در پند دادن دایه به شیرین و دلداری از نازنین گوید ز شاخی عندلیبی کرد پرواز
  30. بخش ۳۰ - در بیان چگونگی عشق و آغاز کندن بیستون به نیروی محبت خوشا بی‌صبری عشق درون سوز
  31. بخش ۳۱ - در افزونی محبت فرهاد و شور عشق او در فراق شیرین عجب دردیست خو با کام کردن
  32. بخش ۳۲ - در اظهار نمودن شیرین محبت خویش را به آن غمین مهجور اثرها دارد این آه شبانه
  33. بخش ۳۳ - در حکایت گفتگوی آن بی‌خبر از مقامات عشق با مجنون و جواب دادن مجنون شنیدم عاقلی گفتا به مجنون
  34. بخش ۳۴ - در رفتن شیرین به کوه بیستون و گفتگوی او با فرهاد و بیان مقامات محبت چو آن مه بر فراز بیستون شد
  35. بخش ۳۵ - در ستایش پنهان نمودن راز نهانی که آسایش دو جهانی‌ست اگر خواهی بماند راز پنهان
  36. بخش ۳۶ - در توصیف دشتی که رشک گلزار بهشت بود و تفرج شیرین در آن دشت و رسیدن نامهٔ خسرو به او بهار دلکش و باغ معانی
  37. بخش ۳۷ - در نوشتن شیرین جواب خسرو را و عتاب کردن بدو در عشق و محبت با دیگران که از ما آفرین بر آن خداوند
  38. بخش ۳۸ - در بیان وصل و هجران نکویان و رفتن شیرین به تماشای بیستون بهر جا وصل از دوری نکوتر
  39. بخش ۳۹ - پاسخ دادن شیرین فرهاد را چو از فرهاد، شیرین قصه بشنید
  40. بخش ۴۰ - نازل شدن شیرین به دلجویی فرهاد مسکین در دامنهٔ کوه بیستون چو نازل شد به فرش سبزه چون گل
  41. بخش ۴۱ - غزل خواندن فرهاد که بر رویم نگاهی کن خدا را
  42. بخش ۴۲ - پاسخ دادن شیرین پرستاران را بگفت از راز من پوشیده دارید
  43. بخش ۴۳ - در بیان مصاحبت شیرین با فرهاد در آن شب چو شیرین کوهکن را دید با خویش
  44. بخش ۴۴ - امتحان کردن شیرین فرهاد را در عشق به گرمی گفتش ار کار دگر هست

متن اشعار به نقل از گنجور.