پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۹۰

گر مشکگ را شکی باشد به یک

کی موحد در یکی افتد به شک

ذوق بحر ما ز دریا دل طلب

یا در آور بحر و می جو از سمک

یک سبو بر آب و یک کوزه پر آب

آن یکی بسیار دارد این کمک

در نمکساز خوشی افتاده ایم

هر که چون ما اوفتد گردد نمک

همدم جام می ار باشی دمی

حاصل عمر عزیز است آن دمک

دُرد درد دل بود درمان ما

زخم تیغ عشق بر دل مرهمک

بزم عشاقست و سید در نظر

مست و دل شادیم و فارغ از غمک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۹۲سخن نازکان بود نازک
  2. غزل شمارهٔ ۹۹۳شاها کرمی کن و مکن جنگ
  3. غزل شمارهٔ ۹۹۴نقش نقاش است نقش این خیال
  4. غزل شمارهٔ ۹۹۵آفتابی می پرستم لایزال
  5. غزل شمارهٔ ۹۹۶ای دهنت وهم میانت خیال
  6. غزل شمارهٔ ۹۹۷ای لب تو چشمهٔ آب زلال
  7. غزل شمارهٔ ۹۹۸خواجه مخمور باز ماند به مال
  8. غزل شمارهٔ ۹۹۹دل صفهٔ صفاست و ما صوفیان دل
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.