پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۸۹

ای نهان کرده در آن تنگ شکربار نمک

بسته ای پستهٔ خندان و در آن بار نمک

شوری از عشق تو در چار سوی جان افتاد

به از این کس نبرد بر سر بازار نمک

ما ز شورابهٔ دیده نمکی آوردیم

پیش همچو تو عزیزی نبود خار نمک

از نمکدان دهانت سخنی می گویم

می کشم خوان کرم می کنم ایثار نمک

سخن من نمکین است برت می آرم

می برم زیره به کرمان به نمکسار نمک

می خرامی و نمک از تو فرو می ریزد

قدمی نه که خرم از تو به خروار نمک

نمکی ریخته ای بر دل ریش سید

گرچه دل سوزدش اما کشد آزار نمک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۹۱امشب شب قدر است و بر احباب مبارک
  2. غزل شمارهٔ ۹۹۲سخن نازکان بود نازک
  3. غزل شمارهٔ ۹۹۳شاها کرمی کن و مکن جنگ
  4. غزل شمارهٔ ۹۹۴نقش نقاش است نقش این خیال
  5. غزل شمارهٔ ۹۹۵آفتابی می پرستم لایزال
  6. غزل شمارهٔ ۹۹۶ای دهنت وهم میانت خیال
  7. غزل شمارهٔ ۹۹۷ای لب تو چشمهٔ آب زلال
  8. غزل شمارهٔ ۹۹۸خواجه مخمور باز ماند به مال
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.