پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۷

وجود مطلق الحق اوست دریاب

مقید او و مطلق اوست دریاب

خیال باطلت دارد پریشان

ببین مجموع را حق اوست دریاب

توئی طالب توئی مطلوب ما فهم

بگو از جان که صدق اوست دریاب

دل و دلدار و جان ما همه اوست

محیط و موج و زورق اوست دریاب

از آن ما غرقهٔ دریای عشقیم

روان جان و مغز اوست دریاب

به حق تحقیق شد ما را حقیقت

که موجود محقق اوست دریاب

شراب ناب بی غش نوش کردیم

ز جامی کش مروق اوست دریاب

طلسم گنج عشق دوست مائیم

ولی فتاح و مطلق اوست دریاب

اگر سید اناالحق زد به حق زد

چو گویای اناالحق اوست دریاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۹دل به ما ده بیا دلی دریاب
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۰چون بر آمد از دل جام آفتاب
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۱چون برآمد از دل جام آفتاب
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۲صورت و معنی ما آب و حباب
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۳آفتابی رو نموده مه نقاب
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۴ساقئی دیدیم مستانه به خواب
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵دیده ام مهر منیر مه نقاب
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۶جامی ز حباب پر کن از آب
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.