پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰

چون بر آمد از دل جام آفتاب

نزد ما هر دو یکی شد برف و آب

مجمع البحرین جامست و شراب

این شراب و جام آبست و حباب

جام می بردست می گردم به ذوق

در خرابات مغان مست و خراب

کس نبیند از هزاران زهد و علم

آنچه من دیدم ز یک جام شراب

لوح محفوظ است ما را در نظر

خود که دارد این چنین ام الکتاب

اصل گُل آب است و فرع آب گل

اصل و فرعش دوست دارم چون گلاب

چون نیم هشیار بگذر از سرم

چون ندارم عقل بگذار احتساب

غرق دریائی و تشنه ای عجب

بر سر آبی و پنداری سراب

باده می نوشم مدام از جام عشق

در حضور سید خود بی حساب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۲صورت و معنی ما آب و حباب
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۳آفتابی رو نموده مه نقاب
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴ساقئی دیدیم مستانه به خواب
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۵دیده ام مهر منیر مه نقاب
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۶جامی ز حباب پر کن از آب
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۷مظهر و مظهرند آب و حباب
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۸با تو گویم که چیست جام و شراب
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۹چیست عالم سایه و آن آفتاب
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.