پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۲

صورت و معنی ما آب و حباب

خود که دارد این چنین جام و شراب

ما ز دریائیم و دریا عین ماست

می نماید موج ما ، ما را حجاب

جز یکی در هر دو عالم هست نیست

ور تو گوئی هست می بینی به خواب

بسته روبندی ز نور روی خود

آفتابست او و لیکن با نقاب

جامی از می پر ز می بستان بنوش

تا ببینی خوش حباب پر ز آب

ساقی ار بخشد تو را خمخانه ای

شادی او نوش می کن بی حساب

در خرابات مغان دامنکشان

نعمت الله می رود مست و خراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۴ساقئی دیدیم مستانه به خواب
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۵دیده ام مهر منیر مه نقاب
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۶جامی ز حباب پر کن از آب
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۷مظهر و مظهرند آب و حباب
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۸با تو گویم که چیست جام و شراب
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۹چیست عالم سایه و آن آفتاب
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۰آفتابی ز ماه بسته نقاب
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۱این طرفه بین که حضرت او با همه حجاب
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.