پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴

ساقئی دیدیم مستانه به خواب

جام می بخشید ما را بی حساب

چون شدم بیدار من بودم نه او

آنکه در خوابش بدیدم بی حجاب

بسته ام نقش خیالش در نظر

آفتابی رو نموده مه نقاب

در خیال خواب باشد روز و شب

هر که بیند این چینین خوابی به خواب

غیر ما در بحر ما از ما مجو

گفتمت والله اعلم بالصواب

عین ما ، می بین به عین ما چو ما

بر کف ما خوش حبابی پر ز آب

در خرابات مغان موجود نیست

همچو سید عاشقی مست و خراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۶جامی ز حباب پر کن از آب
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۷مظهر و مظهرند آب و حباب
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۸با تو گویم که چیست جام و شراب
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۹چیست عالم سایه و آن آفتاب
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۰آفتابی ز ماه بسته نقاب
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۱این طرفه بین که حضرت او با همه حجاب
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۲گرخیال عارضش بنمایدت نقشی به خواب
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۳صدف و گوهریم و بحر و حباب
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.