پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۴

چهار حضرت در یکی حضرت نگر

نعمت الله بین و آن نعمت نگر

ما می میخانه را کردیم نوش

همدم ما شو دمی همت نگر

چشم بینا گر تو را داده خدا

چشم بگشا حضرت عزت نگر

عالمی را نقش بسته در خیال

گر نظر داری درین قدرت نگر

دنیی و عقبی به همدیگر ببین

در وجود این و آن حکمت نگر

رحمت او داده عالم را وجود

عام باشد رحمتش رحمت نگر

در خرابات مغان در نه قدم

سید مستان این حضرت نگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۶هرچه می بینی به او می نگر
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۷هر چه بینی به نور او بنگر
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۸بیا به دیدهٔ ما روی یار ما بنگر
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۹در حسن ماهرویان آن آفتاب بنگر
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۰در حسن ماهرویان تو آفتاب بنگر
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۱راه شرابخانه را می دهمت نشان دگر
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۲عقل غیر از عقال نیست دگر
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۳ای مرا در هر سخن بحری گر
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.