پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳۳

ای مرا در هر سخن بحری گر

وی مرا در هر طرف شهری دگر

دیده ای دارم محیطی در نظر

زو روان هر گوشه ای نهری دگر

عاشق و مست شراب و سرخوشم

هر دمم رنگی است در مهری دگر

من نیم در دهر و دهری نیستم

دهر از آن تو مرا دهری دگر

هر کسی در بحر عشقی غرقه اند

نعمت الله را بود بحری دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۳۵جز وجود او نمی دانیم موجودی دگر
  2. غزل شمارهٔ ۸۳۶عشق جان عاشقان است ای پسر
  3. غزل شمارهٔ ۸۳۷مه نقاب آفتاب است ای پسر
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۸عشق او ما را به کام است ای پسر
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۹مال قلبش کن لام است ای پسر
  6. غزل شمارهٔ ۸۴۰نیست شو تا هست گردی ای پسر
  7. غزل شمارهٔ ۸۴۱نام آن لعل شکر بار مبر
  8. غزل شمارهٔ ۸۴۲بیا با یوسف کنعان به سر بر
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.