پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۵

گوئیا چشم ابر می خارد

کآب از چشمهاش می بارد

طرفه دریادلیست سقایم

کآب از بهر ما همی آرد

آب آرد به سوی ما آری

شرم از چشم ما نمی آرد

چشم ما آب می زند بر روی

مژه هم قطره قطره بشمارد

آبیاری به آب دیده کنم

هر که تخم محبتی کارد

آب چشم روان فرو شوید

نقش غیری که دیده بنگارد

نعمت الله امین رندان است

این امانت به اهل بسپارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۷گر ز چین سنبل زلفت صبا بوئی برد
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۸خوش بود گر او به حالم بنگرد
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۹چشم ما چون به روی او نگرد
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۰مقصود بی وسیله حاصل نمی توان کرد
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۱محبوب دل و راحت جانی چه توان کرد
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۲نوری است که وصفش به ستاره نتوان کرد
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۳با چنین درد دلی میل دوا نتوان کرد
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۴حسن او بر چشم ما پیدا که کرد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.