پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۹

چشم ما چون به روی او نگرد

در نظر غیر او کجا گذرد

نزد ما زنده دل کسی باشد

که به جانان خویش جان سپرد

گل کجا جامه را قبا سازد

غنچه گر پیرهن به خود ندرد

مرد عاشق همه یکی بیند

آن یکی در هزار می شمرد

جان من روی دل نخواهد دید

گر دمی روی دیگری نگرد

رند مستی که باده می نوشد

هر دو عالم به نیم جو نخرد

هر که را ذوق نعمت الله است

شاد باشد مدام و غم نخورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۱محبوب دل و راحت جانی چه توان کرد
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۲نوری است که وصفش به ستاره نتوان کرد
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۳با چنین درد دلی میل دوا نتوان کرد
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۴حسن او بر چشم ما پیدا که کرد
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۵با من بینوا چه خواهی کرد
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۶دست با او در کمر خواهیم کرد
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۷کردگار از کرم عیانم کرد
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۸غنچه در گلستان تبسم کرد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.