پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۸۲

هر زمان خاطر مرا شکنی

عهد بندی و باز واشکنی

مشکن آن زلف پرشکن که دلم

بشکند چون تو زلف را شکنی

مهر مهرت نهاده ام بر دل

حیف باشد که از جفا شکنی

ما به عهدت درست جانبازیم

گرچه تو قول و عهد ما شکنی

چون مراد تو دل شکستن ماست

دل به تو داده ایم تا شکنی

سر ما آستانهٔ در تو

گر به صد پاره بارها شکنی

نعمت الله شکستهٔ عشق است

بیگناهی دلش چرا شکنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۸۴دنیا حکایتیست حکایت چه می کنی
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۸۵ای خواجه در حجابی از خود صفا نیابی
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۸۶بی درد دلی دوا نیابی
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۸۷بی درد دلی دوا نیابی
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۸۸چو یارم دلبر دیگر نیابی
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۸۹خبری گر ز حال ما یابی
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۹۰گر ز صاحبنظر نظر یابی
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۹۱هر ذره ای ز عالم بنموده آفتابی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.