پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۸۸

چو یارم دلبر دیگر نیابی

چنان دلبر درین کشور نیابی

چو روی خوب او مؤمن نبینی

چو کفر زلف او کافر نیابی

حریف سرخوشی ساقی رندی

چو چشم مست آن دلبر نیابی

بیابی ذوق از یک جرعهٔ می

که از صد ساغر کوثر نیابی

بیا و خرقه بفروش و به می ده

که سودائی ازین خوشتر نیابی

به درد دل بیا درمان طلب کن

ز من شکرانه بستان گر نیابی

غنیمت دان حضور نعمت الله

که عمری این چنین دیگر نیابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۹۰گر ز صاحبنظر نظر یابی
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۹۱هر ذره ای ز عالم بنموده آفتابی
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۹۲حال او از بشر چه می پرسی
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۹۳هنر از بی هنر چه می پرسی
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۹۴در پی عشق روان شو که به جائی برسی
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۹۵عاقلی و نام عاشق می بری
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۹۶زر به باران ده که تا جان را بری
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۹۷گر به دلبر دل سپاری دل بری
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.