پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۸۶

بی درد دلی دوا نیابی

نگذشته ز خود خدا نیابی

با ما نه نشسته ای به دریا

شک نیست که عین ما نیابی

برخیز و بیا به جستجو باش

از پا منشین تو تا نیابی

تا گم نکنی تو خویشتن را

گم کردهٔ خویش را نیابی

با خضر رفیق شو که بی او

آن آب حیات را نیابی

بر دار فنا بر آ و خوش باش

بی دار فنا بقا نیابی

بیگانه ز خویش تا نگردی

چون سیدم آشنا نیابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۸۸چو یارم دلبر دیگر نیابی
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۸۹خبری گر ز حال ما یابی
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۹۰گر ز صاحبنظر نظر یابی
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۹۱هر ذره ای ز عالم بنموده آفتابی
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۹۲حال او از بشر چه می پرسی
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۹۳هنر از بی هنر چه می پرسی
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۹۴در پی عشق روان شو که به جائی برسی
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۹۵عاقلی و نام عاشق می بری
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.