پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۲۹

گر ذوق طلب کنی ز ما جو

بگذر ز خود و برو خدا جو

در بحر به عین ما نظر کن

آنگاه در آ و ما به ما جو

ما دُردی درد نوش کردیم

با درد در آ ز ما دوا جو

از ما بشنو نصیحتی خوش

نیکی کن و نیکیش جزا جو

دهقانی کن مکن گدائی

از کسب حلال خود نوا جو

گر طالب علم کیمیائی

در خاک سیاه کیمیا جو

رو روح بگیر و جسم بگذار

بگذار کدورت و صفا جو

با شمس و قمر ندیم می باش

از هر دو مراد دو سرا جو

مستیم و حریف نعمت الله

در مجلس او درآ مرا جو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۳۱دنیا و آخرت بر رندان به نیم جو
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۳۲در ره عاشقی به جان می رو
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۳۳خوش برو خوش بنوش خوش می رو
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۳۴از بود وجود خود فنا شو
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۳۵مستانه ز خویشتن فنا شو
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۳۶بقا در عشق اگر خواهی فنا شو
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۳۷درین دریا درآ با ما و عین ما به ما میجو
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۳۸چون مردمک دیدهٔ ما گوشه نشین شو
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.