پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۳۱

دنیا و آخرت بر رندان به نیم جو

صد دل به حبه ای و دو صد جان به نیم جو

سودا نگر که عشق به صد جان خریده ایم

بفروختیم روضهٔ رضوان به نیم جو

با گنج عشق مخزن قارون به پولکی

با ملک فقر ملک سلیمان به نیم جو

با درد دل خوشیم دوا را چه می کنیم

داروی ماست دردش و درمان به نیم جو

ای عقل جو فروش که گندم نمایدت

کاه است و هست و کاه فراوان به نیم جو

گوئی که هست خرمن طاعت مرا بسی

صد خرمن چنین بر یاران به نیم جو

ما بنده ایم و سید ما نعمت الله است

جائی که نیست بندهٔ جانان به نیم جو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۳۳خوش برو خوش بنوش خوش می رو
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۳۴از بود وجود خود فنا شو
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۳۵مستانه ز خویشتن فنا شو
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۳۶بقا در عشق اگر خواهی فنا شو
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۳۷درین دریا درآ با ما و عین ما به ما میجو
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۳۸چون مردمک دیدهٔ ما گوشه نشین شو
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۳۹تا به کی در خواب باشی یک زمان بیدار شو
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۴۰گفتهٔ عاشقان به جان بشنو
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.