پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۲۸

بیا گر عشق می ورزی ز ما جانانه ای را جو

مرو گر باده می نوشی ره میخانه ای را جو

به کنجی گر کنی رغبت در آ در گوشهٔ دیده

به گنجی گر بود میلت دل ویرانه ای را جو

شعاع مهر نور او ببین در ذرهٔ روشن

ضیاء شمع او خواهی دل پروانه ای را جو

خبر از ما اگر پرسی ز حال دردمندی پرس

وگر وقت خوشی خواهی برو دیوانه ای را جو

بیان حال ما خواهی دمی با جام همدم شو

حریف آشنا جوئی ز خود بیگانه ای را جو

در آ در بحر ما جانا اگر از ما خبر داری

درین دریای بی پایان ز ما دُردانه ای را جو

خراباتست و ما سرمست اگر سودای ما داری

چو سید عاشق رندی خوشی مستانه ای را جو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۳۰ذوق سرمستان ز مخموران مجو
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۳۱دنیا و آخرت بر رندان به نیم جو
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۳۲در ره عاشقی به جان می رو
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۳۳خوش برو خوش بنوش خوش می رو
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۳۴از بود وجود خود فنا شو
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۳۵مستانه ز خویشتن فنا شو
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۳۶بقا در عشق اگر خواهی فنا شو
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۳۷درین دریا درآ با ما و عین ما به ما میجو
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.