پرش به محتوای اصلی
شیخ محمود شبستری شیخ محمود شبستری

فصل چهارم

بخش ۱ - الفصل الرابع فی ارادته تعالی و تقدس علم الیقین

آن مریدی که از ارادت و خواست

کند او جمله نیک و بد، کژ و راست

کفر و دین، زشت و خوب، دشمن و دوست

همه از قدرت و ارادت اوست

نافع و ضار و معطی و مانع

کیست جز حی قادر صانع

تا که مثبت شود ارادت وی

گفت «اردناه ان یقول لشیء»

شیء عام است خاصه با تنکیر

تو از او هیچ چیز باز مگیر

گشته از خلق و حلق و رزق و اجل

بفراغت خدای عزوجل

کردنی جمله کرد، واپرداخت

هیچ چیزی ز تو نخواهد ساخت

همه در سابق ازل رانده است

رانده را رانده، خوانده را خوانده است

قلمش چون نوشت خردودرشت

خشک گشت و از آن سپس ننوشت

گر کند این زمان حقایق قلب

کلب این قلب و قلب آن را کلب

آن هم از سابق قضا باشد

نقص و تغییر کی روا باشد

گر معلق کنی و گر مبرم

اندرین حکم داخلند به هم

ادامه‌ی فصل چهارم

  1. بخش ۳ - حق الیقیندر قضا نیست هیچ زشت و نکو
  2. بخش ۴ - حکایتشیخ الاسلام چون اشارت کرد
  3. بخش ۵ - حکایتگفت بابا فرج که بد خود نیست
  4. بخش ۶ - التمثیلروی گازر سیه شد از خورشید
  5. بخش ۷ - الفرق بین الامر و الاردةبی غرض یک سخن ز من بشنو
  6. بخش ۸ - فی فایدة الآخرامر تکلیف آفتابی بود
  7. بخش ۹ - التمثیلآن نبینی که پرتو خورشید
  8. بخش ۱۰ - حکایتآن شنیدی که خواجه صاین دین
همه‌ی فصل چهارم ←

شیخ محمود شبستری درباره‌ی شیخ محمود شبستری

سعدالدّین محمود بن امین‌الدّین عبدالکریم بن یحیی شبستری (معروف به شیخ محمود شبستری) یکی از عارفان و شاعران سدهٔ هشتم هجریست. سال تولّد او را گوناگون و از جمله ۶۸۷ ه.ق. دانسته‌اند. محل تولّد این عارف نام‌آور قصبهٔ شبستر در نزدیکی شهر تبریز است. او در سال ۷۲۰ ه.ق. در سنّ ۳۳ سالگی وفات یافته و در زادگاهش شبستر مدفون است....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.