پرش به محتوای اصلی
شیخ محمود شبستری شیخ محمود شبستری

فصل چهارم

بخش ۳ - حق الیقین

در قضا نیست هیچ زشت و نکو

هان مکن نسبت حدوث بدو

کفر او کفر نیست ایمان است

منع او منع نیست احسان است

بد از آن رو کزوست بد نبود

پس بد اندر وجود خود نبود

زانکه هستی هست​ها زان روست

هستی بد برای خود نیکوست

نیز اظهار نیک​ها بد کرد

گر بدی کرد باز با خود کرد

بد کند نیکی نکو پیدا

که به ضد است چیزها پیدا

چون به خود نیک و از خدا نیک است

وانگه از بهر نیک​ها نیک است

نیک و بد باشد از قبیل صفات

بی نیاز است از آن حقیقت ذات

همه از نسبت و اضافات است

فی المثل چون جهان آفات است

شر این خیر آن دگر باشد

شر نه در ذات خویش شر باشد

ادامه‌ی فصل چهارم

  1. بخش ۵ - حکایتگفت بابا فرج که بد خود نیست
  2. بخش ۶ - التمثیلروی گازر سیه شد از خورشید
  3. بخش ۷ - الفرق بین الامر و الاردةبی غرض یک سخن ز من بشنو
  4. بخش ۸ - فی فایدة الآخرامر تکلیف آفتابی بود
  5. بخش ۹ - التمثیلآن نبینی که پرتو خورشید
  6. بخش ۱۰ - حکایتآن شنیدی که خواجه صاین دین
  7. بخش ۱۱ - الضلال المبینعلم و قدرت هر آنکه کرد انکار
همه‌ی فصل چهارم ←

شیخ محمود شبستری درباره‌ی شیخ محمود شبستری

سعدالدّین محمود بن امین‌الدّین عبدالکریم بن یحیی شبستری (معروف به شیخ محمود شبستری) یکی از عارفان و شاعران سدهٔ هشتم هجریست. سال تولّد او را گوناگون و از جمله ۶۸۷ ه.ق. دانسته‌اند. محل تولّد این عارف نام‌آور قصبهٔ شبستر در نزدیکی شهر تبریز است. او در سال ۷۲۰ ه.ق. در سنّ ۳۳ سالگی وفات یافته و در زادگاهش شبستر مدفون است....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.