پرش به محتوای اصلی
شیخ محمود شبستری شیخ محمود شبستری

فصل چهارم

بخش ۵ - حکایت

گفت بابا فرج که بد خود نیست

وانچه بد دیده‌​ای تو آن بد نیست

احمقی دید کافری قتال

کرد از خیر او ز پیر سؤال

گفت هست اندر او دو خیر نهان

که نبی و ولی ندارد آن

قاتلش غازی است در ره دین

باز مقتول او شهید گزین

نظر پاک این چنین بیند

نازنین جمله نازنین بیند

این چنین دیده​‌اند درویشان

ای دریغا ز صحبت ایشان

نیک خواهی نه در بداندیشی است

عیب جوئی خلاف درویشی است

از حکیم ای عزیز بد ناید

هرچه او کرد آنچنان باید

شر اندک ز بهر خیر کثیر

خیر بسیاردان تو در تدبیر

ادامه‌ی فصل چهارم

  1. بخش ۷ - الفرق بین الامر و الاردةبی غرض یک سخن ز من بشنو
  2. بخش ۸ - فی فایدة الآخرامر تکلیف آفتابی بود
  3. بخش ۹ - التمثیلآن نبینی که پرتو خورشید
  4. بخش ۱۰ - حکایتآن شنیدی که خواجه صاین دین
  5. بخش ۱۱ - الضلال المبینعلم و قدرت هر آنکه کرد انکار
همه‌ی فصل چهارم ←

شیخ محمود شبستری درباره‌ی شیخ محمود شبستری

سعدالدّین محمود بن امین‌الدّین عبدالکریم بن یحیی شبستری (معروف به شیخ محمود شبستری) یکی از عارفان و شاعران سدهٔ هشتم هجریست. سال تولّد او را گوناگون و از جمله ۶۸۷ ه.ق. دانسته‌اند. محل تولّد این عارف نام‌آور قصبهٔ شبستر در نزدیکی شهر تبریز است. او در سال ۷۲۰ ه.ق. در سنّ ۳۳ سالگی وفات یافته و در زادگاهش شبستر مدفون است....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.