پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۳۷ - قطعه

اندرین ایام کآسایش نمی‌یابند انام

حکم بر ارباب علم اهل جهالت می‌کنند

کافران با نامسلمانان این امت مدام

تا مسلمان را بیازارند آلت می‌کنند

وآنکه را در نفس خیری نیست مشتی بدسرشت

از برای نفع خود بر شر دلالت می‌کنند

پیر شد ابلیس بدفرمای و از کار اوفتاد

وین شیاطین از برای او وکالت می‌کنند

شب مخسب ای غافل و نیکو نگه دار از عسس

رخت خویش اکنون که این دزدان ایالت می‌کنند

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۳۹کم خور غم تنی که حیاتش بجان بود
  2. شمارهٔ ۴۰در عجبم تا خود آن زمان چه زمان بود
  3. شمارهٔ ۴۱حسن هرجا که در جهان برود
  4. شمارهٔ ۴۲چو دل عاشق روی جانان شود
  5. شمارهٔ ۴۳چو دلبرم سر درج مقال بگشاید
  6. شمارهٔ ۴۴ای مقبل ار سعادت دنیات رو نماید
  7. شمارهٔ ۴۵نگارا کار عشق از من نیاید
  8. شمارهٔ ۴۶ای قوم درین عزا بگریید
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.