پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۴۲

چو دل عاشق روی جانان شود

دل از نور او سر به سر جان شود

از آثار عشقش نباشد عجب

اگر کافر دین مسلمان شود

گر از پرده پیدا کند {آن} دو رخ

جهان چارسو یک گلستان شود

به شب گر ببیند رخ دوست ماه

چو استاره در روز پنهان شود

ز عاشق نماند به جز سایه‌ای

چو خورشید عشق تو تابان شود

نه هر کو سخن‌های عشّاق خواند

به اوصاف مانند ایشان شود

اگرچه خضر آب حیوان خورد

کجا اشک او آب حیوان شود

تو خود را اگر نام موسی کنی

کی اندر کفت چوب ثعبان شود

چو گاوان کشد روزها آدمی

بسی رنج تا گندمی نان شود

اگر دیو خاتم به دست آورد

به رتبت کجا چون سلیمان شود

در این ره تو را زاد جان است و بس

درین حج سمعیل قربان شود

همه آبادانی عالم رواست

گر از بهر این گنج ویران شود

گر این درد باشد در اجزای خاک

زمین آسمان‌وار گردان شود

در این راه عاشق قرین بلاست

برای زدن گو به میدان شود

تو بر خویشتن کار دشوار کن

چو خواهی که دشوارت آسان شود

بلاهای او را قدم پیش نه

وگرچه سرت در سر آن شود

حمل را چه طاقت بود چون اسد

ز گرمی خورشید بریان شود

ترا دشمن و دوست نیک است و نیک

که تعبیر احوال از ایشان شود

به نیکی اگر مصر معمور شد

به تنگی کجا کعبه ویران شود

کسی کِش زلیخا بود دوستدار

چو یوسف به تهمت به زندان شود

به خنده درآید لب وصل دوست

چو محزونی از شوق گریان شود

اگر عشق دعوت کند آشکار

بسی کفر بینی که ایمان شود

تمنای این کار در سیف هست

گدا عزم دارد که سلطان شود

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۴۴ای مقبل ار سعادت دنیات رو نماید
  2. شمارهٔ ۴۵نگارا کار عشق از من نیاید
  3. شمارهٔ ۴۶ای قوم درین عزا بگریید
  4. شمارهٔ ۴۷ای ز لعل لب تو چاشنی قند و شکر
  5. شمارهٔ ۴۸نقاب از رخ خوب آن خوش پسر
  6. شمارهٔ ۴۹ای صبا گر سوی تبریز افتدت روزی گذر
  7. شمارهٔ ۵۰پستهٔ آن بت شکّر لب شیرین گفتار
  8. شمارهٔ ۵۱بعشق ای پسر جان و دل زنده دار
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.