پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۶

لب گل در تبسم آمد باز

بلبل اندر ترنم آمد باز

دهن بی زبان گل ز صبا

بی لب اندر تبسم آمد باز

بلبل از بهر سرگذشت فراق

با گل اندر تکلم آمد باز

این همه چیست هیچ می دانی

حسن را عشق در دم آمد باز

بر زمین گشت آسمان گون را

اینک از لاله انجم آمد باز

از شکوفه درخت قند ز رنگ

با زبرپوش قاقم آمد باز

بر گریبان گل چو گوی گره

غنچه چون تکمه سرگم آمد باز

بود چون مار مهره یی وزخار

نیش بر دم چو کژدم آمد باز

سبزه صحرا چو چشم روشن کرد

رونقش بهر مردم آمد باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۸دلبرا من از شراب عشق مخمورم هنوز
  2. شمارهٔ ۲۹۹ایا بحسن چو شیرین بملک چون پرویز
  3. شمارهٔ ۳۰۰ای ز شیرینی شده دام مگس
  4. شمارهٔ ۳۰۱ای خواسته زلعل لب آن نگار بوس
  5. شمارهٔ ۳۰۲اگرچه راه بسی بود تا من از آتش
  6. شمارهٔ ۳۰۳جرعه یی می نخورده از دستش
  7. شمارهٔ ۳۰۴قند خجل می شود از لب چون شکرش
  8. شمارهٔ ۳۰۵دلارامی که همچون مه بشب بینند دیدارش
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.