پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۰

ای ز شیرینی شده دام مگس

شکری فرما بانعام مگس

همچو من خلقی گرفتار تواند

زآنکه شیرینی بود دام مگس

عاشقان را بی لبت آرام نیست

بی شکر چون باشد آرام مگس

هر زمانم از تو چیزی آرزوست

ای شکر چونی زابرام مگس

از تو اکرامی همی دارم طمع

خود شکر کی کرد اکرام مگس

هست بر لعل لبت اقدام من

همچو بر شیرینی اقدام مگس

وقت ما خوش بود چون صبح خروس

بی تو ناخوش گشت چون شام مگس

در زمان ما نباشی بی رقیب

باد زن داری بهنگام مگس

هست اندر کاسه و خوان کسان

همچو گربه پخته و خام مگس

ای رقیب آستین افشان برو

تا شکر شیرین کند کام مگس

او بشکر خوردن اندر بسته دل

تو گشاده لب بدشنام مگس

از تو همرنگی نشاید چشم داشت

همچو یکرنگی زاندام مگس

کاشکی غایب شدی شکرفروش

تا شکر بگزاردی وام مگس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۲اگرچه راه بسی بود تا من از آتش
  2. شمارهٔ ۳۰۳جرعه یی می نخورده از دستش
  3. شمارهٔ ۳۰۴قند خجل می شود از لب چون شکرش
  4. شمارهٔ ۳۰۵دلارامی که همچون مه بشب بینند دیدارش
  5. شمارهٔ ۳۰۶گرچه جان می دهم از آرزوی دیدارش
  6. شمارهٔ ۳۰۷دلارامی که حیرانم من از حسن جهانگیرش
  7. شمارهٔ ۳۰۸شبی از مجلس مستان برآمد ناله چنگش
  8. شمارهٔ ۳۰۹ترکی‌ست یار من که نداند کس از گلش
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.