پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

بخش ۳۶ - در حکم راندن پادشاه

پایهٔ قدر آن جهانی جوی

سایه و فرّ آسمانی جوی

همّت اندر نهاد عالی دار

دل ز کار زمانه خالی دار

دست از این آبهای جوی بشوی

شربت از آب حوض کوثری جوی

ملک باقی کمال ساز بُوَد

ملک دنیا خیال باز بود

نیست این ملک دهر را حاصل

ملک بقی طلب برآن نه دل

دل چه بندی در این سرای مجاز

همت پست کی رسد به فراز

اوست مقصود هر دو عالم تو

زو تسلی رسد بدین غم تو

به سگان مان برای مرداری

سایه و فرّ استخوان خواری

امر و نهی زمانه خوابی دان

سرِ آبش تو چون سرابی دان

تشنه چون زی سراب روی نهاد

پشت اقبال در برو بگشاد

چکنی پنج روزه ملک خیال

کز پی تست ملک عزّ و جلال

به سراب از سرِ طمع مشتاب

زانکه نبود سراب را پایاب

صدهزاران جنیبت اندر زین

هست پیش سرای پردهٔ دین

اوت ره داد اوت شه دارد

اوت برداشت او نگه دارد

تخت تو بر رخ زمین عارست

گردن چرخ بهر این کارست

کام زخم زمانه کام تراست

اشهب و ادهمش لگام تراست

ادامه‌ی الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

  1. بخش ۳۸ - فی صفة‌العلماء و امراء الدولة القاهرة و صفة غلمانه و جنده کثّرهم‌اللّٰهعالمانت چو تیغ چیره زبان
  2. بخش ۳۹ - ستایش امیرجلال‌الدولة ابوالفتح دولتشاه‌بن بهرامشاه ابن مسعود اناراللّٰه براهینهمتا دل و دولتست و بینایی
  3. بخش ۴۰ - فی وصف‌الحال و تمام مدایح السلطان والوزراء والقضاةچون از مدائح سلطان اعظم و شاهنشاه معظّم اعزّاللّٰه انصاره طرفی گفته آمد نه در خور مناقب وی چه در خور طبع قاصر و رای رکیک من بندهٔ عاجز و چون بهمگی مناقب و خصال ستودهٔ وی پادشاه خلّد اللّٰه ملکه نتوانستیم رسیدن عجز پیش آوردیم (و طریق اقتصار و اختصار سپردیم
  4. بخش ۴۱ - اندر مدح وزراء و صدور و قضاة گویدای سنایی چو یافتی امکان
  5. بخش ۴۲ - اندر مدح صدرالامام تاج‌الوزراء ابی‌محمدبن الحسن‌بن منصور گویدسرِ احرار سیّدالوزرا
  6. بخش ۴۳ - در مدح نظام‌الملک ابونصر محمّدبن عبدالحمیدالمستوفیخواجه بونصر نائب دستور
  7. بخش ۴۴ - مدح پادشاه به ترتیب کواکب و بروج دوازده‌گانهآنکه بر مملکت ظهیرست او
  8. بخش ۴۵ - اندر مدح اصحاب دیوان و ارباب قلم و مشایخ کثّرهم‌اللّٰهپس از این خواجه خواجگان دگر
همه‌ی الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.