پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

بخش ۴۱ - اندر مدح وزراء و صدور و قضاة گوید

ای سنایی چو یافتی امکان

بنمای اندرین سخن برهان

چون شدی فارغ از مدایح شاه

به سوی مدح خواجه آر پناه

خواجهٔ خواجگان و جماعت دیوان

سروران و گزیدگان زمان

بعد از آن مهتران و جمع قضاة

شکرشان برتر از صیام و صلاة

سرفرازان مُلکت ایران

نام‌داران خسرو توران

خسرو شرق را به هر کاری

روز و شب نونهاده بازاری

خرّم از رایشان جهان یکسر

عیب پنهان و آشکار هنر

چاکر ملک شاه شد مینو

که نبیند کسی در او آهو

گر ببینی تو ملکت غزنین

باز نشناسی از بهشت برین

چون بُوَد شاه را نکو کردار

مملکت را فزون شود مقدار

شاه و دستور هردو نیکورای

هرچه بایست جمله داد خدای

شکر این نعمت بی‌اندازه

که شد اندر ممالکش تازه

که تواند گزارد برگو هین

گشت جنّت حوالی غزنین

ای بزرگان غزنی و لوهور

چشم بد زین زمانه بادا دور

یافتید آنچه بود حاجتتان

گشت پذرفته آن عبادتتان

شه‌جوان و جهان جوان و زمان

در امان همچو روضه‌های جنان

چون بود کردگار بخشنده

بدهد هرچه خواست زو بنده

کام دلها میسّر است اکنون

باد یارب از آنچه هست فزون

یارب این فضلهات بر بنده

دار تا روز حشر پاینده

ادامه‌ی الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

  1. بخش ۴۳ - در مدح نظام‌الملک ابونصر محمّدبن عبدالحمیدالمستوفیخواجه بونصر نائب دستور
  2. بخش ۴۴ - مدح پادشاه به ترتیب کواکب و بروج دوازده‌گانهآنکه بر مملکت ظهیرست او
  3. بخش ۴۵ - اندر مدح اصحاب دیوان و ارباب قلم و مشایخ کثّرهم‌اللّٰهپس از این خواجه خواجگان دگر
  4. بخش ۴۶ - در مدح اقضی‌القضاة جمال‌الدیّن ابوالقاسم محمودبن محمّدِالاثیریچون از این طایفه گذر کردی
  5. بخش ۴۷ - در مدح اقضی‌القضاة نجم‌الدّین ابوالمعالی‌بن یوسف‌بن احمد الحدّادینام او در عمل صحیح‌الجهد
  6. بخش ۴۸ - در مدح شیخ‌الامام جمال‌الدّین ابونصر احمدبن محمّدبن سلیمان الصغانیبعد او خواجهٔ امام امین
  7. بخش ۴۹ - در مدح صدرالدّین شمس‌الائمه ابوطاهر عمرصدر دین شمسهٔ ائمّه عُمَر
  8. بخش ۵۰ - فصل دیگر در مدایح سلطان اعزّاللّٰه نصرهچونکه بهرامشاه شه باشد
همه‌ی الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.