پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۶۸

افسرده شد از دم دهانم دم چشم

بر ناخن من گیا دمید از نم چشم

چشمم ز پی دیدن روی تو بود

بی روی تو گر چشم نباشد کم چشم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۷۰روز آمد و برکشید خورشید علم
  2. رباعی شمارهٔ ۲۷۱تیغ از کف و بازوی تو ای فخر امم
  3. رباعی شمارهٔ ۲۷۲چون گل صنما جامه به صد جا چاکم
  4. رباعی شمارهٔ ۲۷۳با دولت حسن دوست اندر جنگم
  5. رباعی شمارهٔ ۲۷۴ای بسته به تو مهر و وفا یک عالم
  6. رباعی شمارهٔ ۲۷۵ای گشته فراق تو غم‌افزای دلم
  7. رباعی شمارهٔ ۲۷۶پر شد ز شراب عشق جانا جامم
  8. رباعی شمارهٔ ۲۷۷یک بوسه بر آن لبان خندان نزنم
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.