پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۷۱

تیغ از کف و بازوی تو ای فخر امم

هم روی مصاف آمد و هم پشت حشم

از تیغ علی بگوی تیغ تو چه کم

کان دین عرب فزود و این ملک عجم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۷۳با دولت حسن دوست اندر جنگم
  2. رباعی شمارهٔ ۲۷۴ای بسته به تو مهر و وفا یک عالم
  3. رباعی شمارهٔ ۲۷۵ای گشته فراق تو غم‌افزای دلم
  4. رباعی شمارهٔ ۲۷۶پر شد ز شراب عشق جانا جامم
  5. رباعی شمارهٔ ۲۷۷یک بوسه بر آن لبان خندان نزنم
  6. رباعی شمارهٔ ۲۷۸بی وصل تو زندگانی ای مه چکنم
  7. رباعی شمارهٔ ۲۷۹گیرم ز غمت جان و خرد پیر کنم
  8. رباعی شمارهٔ ۲۸۰دارد پشتم ز وعدهٔ خام تو خم
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.