پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۴

زان سوزد چشم تو زان ریزد آب

کاندر ابروت خفته بد مست و خراب

ابروی تو محراب و بسوزد به عذاب

هر مست که او بخسبد اندر محراب

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۶با دل گفتم: چگونه‌ای، داد جواب
  2. رباعی شمارهٔ ۱۷گفتی که کیت بینم ای در خوشاب
  3. رباعی شمارهٔ ۱۸آنکس که ز عابدی در ایام شراب
  4. رباعی شمارهٔ ۱۹روز از دو رخت به روشنی ماند عجب
  5. رباعی شمارهٔ ۲۰ای مجلس تو چو بخت نیک اصل طرب
  6. رباعی شمارهٔ ۲۱لبهات می ست و می بود اصل طرب
  7. رباعی شمارهٔ ۲۲نیلوفر و لاله هر دو بی‌هیچ سبب
  8. رباعی شمارهٔ ۲۳تا بشنیدم که گرمی از آتش تب
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.