پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۶

با دل گفتم: چگونه‌ای، داد جواب

من بر سر آتش و تو سر بر سر آب

ناخورده ز وصل دوست یک جام شراب

افتاده چنین که بینیم مست و خراب

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۸آنکس که ز عابدی در ایام شراب
  2. رباعی شمارهٔ ۱۹روز از دو رخت به روشنی ماند عجب
  3. رباعی شمارهٔ ۲۰ای مجلس تو چو بخت نیک اصل طرب
  4. رباعی شمارهٔ ۲۱لبهات می ست و می بود اصل طرب
  5. رباعی شمارهٔ ۲۲نیلوفر و لاله هر دو بی‌هیچ سبب
  6. رباعی شمارهٔ ۲۳تا بشنیدم که گرمی از آتش تب
  7. رباعی شمارهٔ ۲۴از روی تو و زلف تو روز آمد و شب
  8. رباعی شمارهٔ ۲۵تا دیده‌ام آن سیب خوش دوست فریب
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.