پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۳

تا بشنیدم که گرمی از آتش تب

گرمی سوی دل بردم و سردی سوی لب

مرگست ندیمم از فراقت همه شب

تب با تو و مرگ با من این هست عجب

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۵تا دیده‌ام آن سیب خوش دوست فریب
  2. رباعی شمارهٔ ۲۶بی‌خوابی شب جان مرا گرچه بکاست
  3. رباعی شمارهٔ ۲۷ای جان عزیز تن بباید پرداخت
  4. رباعی شمارهٔ ۲۸آن موی که سوز عاشقان می‌انگیخت
  5. رباعی شمارهٔ ۲۹در دوستی ای صنم چو دادم دادت
  6. رباعی شمارهٔ ۳۰ای مانده زمان بنده اندر یادت
  7. رباعی شمارهٔ ۳۱ای کرده فلک به خون من نامزدت
  8. رباعی شمارهٔ ۳۲صدبار به بوسه آزمودم پارت
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.