پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۱

ای کرده فلک به خون من نامزدت

دیدار نکو داده و برده خردت

ز اقبال قبول تو و ز ادبار ردت

من خود رستم وای تو و خوی بدت

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۳ای خواجه محمد ای محامد سیرت
  2. رباعی شمارهٔ ۳۴زین پس هر چون که داردم دوست رواست
  3. رباعی شمارهٔ ۳۵خورشید به زیر دام معشوقهٔ ماست
  4. رباعی شمارهٔ ۳۶بیرون جهان همه درون دل ماست
  5. رباعی شمارهٔ ۳۷روز از طلبت پردهٔ بیکاری ماست
  6. رباعی شمارهٔ ۳۸هر باطل را که رهگذر بر گل ماست
  7. رباعی شمارهٔ ۳۹هجرت به دلم چو آتشی در پیوست
  8. رباعی شمارهٔ ۴۰دستی که حمایل تو بودی پیوست
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.