پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۵

باز آراسته بینم صف مژگان تو را

عزم غوغا بود آن نرگس فتان تو را

کاش آید مه کنعان و ببیند در بند

بس جو خود بی سر و پاطره افشان تو را

دعوی حسن به یوسف نشدی راست به مصر

گر نکردی وطن آن چاه ز نخدان تو را

حق نعمت نشناسد بر اهل بصر

هر که از دیده برآرد بر پیکان تو را

آشیانی نشدش یافت ز دل بر سر دل

موبه موست چو دل زلف پریشان تو را

نرساند به لبش جام تجلی می عشق

هر که نازد به نظر گردش چشمان تو را

به تامل چه کشی تیغ به قتل (صامت)

خونبها نیست صف حشر شهیدان تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷آشنا منما به گیسوی پریشانه شانه را
  2. شمارهٔ ۸گرفته نور ز داغ جگر نظاره ما
  3. شمارهٔ ۹تلخی صبر است بس بر طبع شکر ریز ما
  4. شمارهٔ ۱۰همین بود سبب دیر آشنایی ما
  5. شمارهٔ ۱۱کنون کافتاد دور حسین با این زلف و چوگان‌ها
  6. شمارهٔ ۱۲ای خوش آن روز که دل به هر غمت جایی داشت
  7. شمارهٔ ۱۳به دامنم نبود گر دل فکار منست
  8. شمارهٔ ۱۴اختلاف اهل دل خوبس اهل دل کجاست
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.