پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۷

آشنا منما به گیسوی پریشانه شانه را

آگه از سر دل خلقی مکن بیگانه را

دل به خال کنج ابرویت قانعت کرده است

مرغ من دیگر ندارد میل آب و دانه را

اشک چشمم باعث آبادی تن گشته است

ای که گفتی سیل ویران می‌نماید خانه را

آن که رسم شعله افروزی نشان شمع داد

شیوه پرسوختن آموختن او پروانه را

من دل از کف داده محراب ابروی توام

بعد از این کاریندارم کعبه و بتخانه را

دل به زلف آخر از شور جنون پیوسته شد

آگهی لازم بود دیوانگری دیوانه را

یک دم از راحت ندارم بهره گویا ریخته است

طرح ریز (صامت) از غم طرح این کاشانه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹تلخی صبر است بس بر طبع شکر ریز ما
  2. شمارهٔ ۱۰همین بود سبب دیر آشنایی ما
  3. شمارهٔ ۱۱کنون کافتاد دور حسین با این زلف و چوگان‌ها
  4. شمارهٔ ۱۲ای خوش آن روز که دل به هر غمت جایی داشت
  5. شمارهٔ ۱۳به دامنم نبود گر دل فکار منست
  6. شمارهٔ ۱۴اختلاف اهل دل خوبس اهل دل کجاست
  7. شمارهٔ ۱۵از تیر خطا کردن تو دل گله‌مند است
  8. شمارهٔ ۱۶تبسم لبت از لعل آبدارتر است
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.