پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

اختلاف اهل دل خوبس اهل دل کجاست

آنکه حل سازد یکی از این همه مشکل کجاست

روزگاری شد که سرگردان دشت حیرتم

یک نفر پیدا نشد تا گویدم منزل کجاست

غرقه در دریای خودبینی شدم دردا که نیست

ناخدای کاملی تا گویدم ساحل کجاست

لیلی ما را همی گویند کاندر محمل است

کس نمی‌گوید کدامین کاروان محمل کجاست

من که هرگز بر جنون خویش منکر نیستم

با من مجنون نمی‌گوید کسی عاقل کجاست

دانه امید بس در مزرع دل کاشتم

گر حقیقت داشت پس آن دانه را حاصل کجاست

(صامتا) هر کس به جز من دور از دلدار ماند

پس در این درگه ندانم بنده مقبل کجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶تبسم لبت از لعل آبدارتر است
  2. شمارهٔ ۱۷خنده‌ات نوش لب ز آب بقا شیرین‌تر است
  3. شمارهٔ ۱۸اطراف رخت را خط شبرنگ گرفته است
  4. شمارهٔ ۱۹ز خوب و زشت جهان یار ما به ما کافی است
  5. شمارهٔ ۲۰گرچه هر تیر جفا کز تو رسد مطلوبست
  6. شمارهٔ ۲۱جلوه گر گردد چو حسن او را جفایی لازمست
  7. شمارهٔ ۲۲در سر کوی وفا عشاق را منزل یکی‌ست
  8. شمارهٔ ۲۳کشتن منصور نزد عاشقان دشوار نیست
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.