پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

اطراف رخت را خط شبرنگ گرفته است

افسوس که آن آینه را زنگ گرفته است

هر سو نگرم تیر جفایی به کمین است

خوش در سر بخت دل ما تنگ گرفته است

از دیر خرامیدن تیرت عجبی نیست

گر دیر حنای دل ما رنگ گرفته است

یک جا سپه غمه و یک جا صف مژگان

در کوی تو امشب ز دو جا جنگ گرفته است

دیروز پر و بال مرا ناز تو بشکست

امروز برای که دگر سنگ گرفته است

ای جان جهان‌گر بکشی و رب نوازی

دل نیمه جان را به سر جنگ گرفته است

در عشق تو از نام به تنگ آمده (صامت)

چندیست که دیوانه ره ننگ گرفته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰گرچه هر تیر جفا کز تو رسد مطلوبست
  2. شمارهٔ ۲۱جلوه گر گردد چو حسن او را جفایی لازمست
  3. شمارهٔ ۲۲در سر کوی وفا عشاق را منزل یکی‌ست
  4. شمارهٔ ۲۳کشتن منصور نزد عاشقان دشوار نیست
  5. شمارهٔ ۲۴مرد خدا فریفته مال و جاه نیست
  6. شمارهٔ ۲۵به غیر جلوه رویت مرا بهاری نیست
  7. شمارهٔ ۲۶جز مهر تو ای مه سروکارم به کسی نیست
  8. شمارهٔ ۲۷فلک همان نه تو را مهربان به ما نگذاشت
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.