پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۴

بلندآوازه بلبل در گلستان کرد دستان را

که در جای بلند آنجا نباید داد بستان را

تقاضای جهان کرد از چمن آواره بلبل را

که تا سرمنزل زاغ و زعن سازد گلستان را

به جای بغی و عدوان خهوشتر آن باشد که بنوازی

به شکر روزگار بی‌نیازی تنگدستان را

کلید دولت وارستگی کی اوفتد بر کف

ازاین ده روزه دنیا به دنیا پای بستان را

پرشان کرده از بهر ریاست کار عالم را

خدایا در دین داری بده دنیاپرستان را

یقین دارم که از داروی پر زهر اجل چیزی

نیارد بوی هشیاری به مغز این تازه مستان را

مگر (صامت) شود ظاهر به عالم مهدی غائب

که تا اندازد از پا ریشه این مکر و دستان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶از پس عمری که بگشود آن جفا جو دیده را
  2. شمارهٔ ۷آشنا منما به گیسوی پریشانه شانه را
  3. شمارهٔ ۸گرفته نور ز داغ جگر نظاره ما
  4. شمارهٔ ۹تلخی صبر است بس بر طبع شکر ریز ما
  5. شمارهٔ ۱۰همین بود سبب دیر آشنایی ما
  6. شمارهٔ ۱۱کنون کافتاد دور حسین با این زلف و چوگان‌ها
  7. شمارهٔ ۱۲ای خوش آن روز که دل به هر غمت جایی داشت
  8. شمارهٔ ۱۳به دامنم نبود گر دل فکار منست
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.