پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۲

چنان به سوخت شرار غم تو جان مرا

که باد می‌نبرد مشت استخوان مرا

تنم ز ضعف چنان شد که کهربا یک دم

چون کاه جذب کند جسم ناتوان مرا

حدیث مهر و وفای تو کم نخواهم کرد

چون شمع گر ببری هر نفس زبان مرا

در این چمن منم ای مرغ کز سیه روزی

نخست برق فنا سوخت آشیان مرا

مکن به بلبل زار این قدر ستم ترسم

روم ز باغ و دگر نشنوی صدای مرا

اگرچه در طلبش جا ندهم خوشم که به دهر

نشان نداد کس آن یار بی‌نشان مرا

به خنده گفت برو (صامتا) فسانه مخوان

هزار همچو تو نتوان کشد کمان مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴بلندآوازه بلبل در گلستان کرد دستان را
  2. شمارهٔ ۵باز آراسته بینم صف مژگان تو را
  3. شمارهٔ ۶از پس عمری که بگشود آن جفا جو دیده را
  4. شمارهٔ ۷آشنا منما به گیسوی پریشانه شانه را
  5. شمارهٔ ۸گرفته نور ز داغ جگر نظاره ما
  6. شمارهٔ ۹تلخی صبر است بس بر طبع شکر ریز ما
  7. شمارهٔ ۱۰همین بود سبب دیر آشنایی ما
  8. شمارهٔ ۱۱کنون کافتاد دور حسین با این زلف و چوگان‌ها
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.