پرش به محتوای اصلی
سام میرزا صفوی

سام میرزا صفوی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

۳۶۹ شعر

فهرست اشعار

  1. ۳۲۴- میر شاهکی اصفهانی از اقوام نزدیک رییس امیر یوسف رنانی است رنان قریه ایست از قرای اصفهان و در حدت فهم و متانت فضیلت کمال اسمعیل ثانی، این رباعی از اوست:
  2. ۳۲۵- مقصود عبدل از شعرای مشهور مشهد مقدسه است این مطلع و بیت از اشعار اوست:
  3. ۳۲۶- مولانا مجد حیرانی از اولاد شیخ صدرالدین راستی است و در شعر طبعش بلند افتاده و قصایدی که در منقبت امیرالمؤمنین اسدالله الغالب علی بن ابوطالب گفته مشهور است و در غزل نیز دیوان ترتیت کرده و این دو مطلع در دیوان غزل او مندرج است :
  4. ۳۲۷- میرزا محمد امینی از جماعت زرگران تبریز است اما از زرگری میل بظرافت بیشتر دارد و در شعر خود را قرینه خسرو و سعدی می پندارد و قصیده ی ردیف آفتاب شعرا را جواب گفته بود، مطلع قصیده تزریق واقع شده من هر چند سعی کردم مطلع را تغییر داده مطلعی دیگر گوید فایده نداد . مطلع اینست :
  5. ۳۲۸- شیخ رباعی مشهدی است و مرد فقیر و گوشه نشین است و از اقسام شعر برباعی میل دارد و بدین واسطه او را شیخ رباعی میگویند .
  6. ۳۲۹- مولانا ادایی از شعرای مشهور اصفهان است شعر بسیار گفته اما قافیه غلط در شعر او بسیار است این چند بیت از جمله اشعار اوست :
  7. ۳۳۰- بیاضی استرآبادی مولد او استر آباد است و اکثر شعرهای او هجوهای رکیک است که آوردن آن لایق سیاق این مختصر نیست اما در آن باب داد سخن داده در اواخر عمر بکاشان رفت و در آنجا فوت شد از اشعار او هجوی که در هجو خواجه مظفر بتکچی گفته بود و لفظ رکیک نداشت این قطعه نوشته شد:
  8. ۳۳۱- آگهی یزدی به کسب خیاطی اوقات میگذرانید و در شعر طبعش بچاشنی بود چنانکه از این مطلع و بیت معلوم میتوان کرد:
  9. ۳۳۲- مولانا حسینی از شعرای کاشان بود و بسیار خوش صحبت، اما بهرکس که صحبت میداشت طمعی میکرد و آخر هجو او میگفت اشعار خوب از او در میان هست، در شهور سنه احدی و اربعین و تسعمایه در کاشان فوت شد این چند مطلع از اوست :
  10. ۳۳۳- مولانا فیضی برادر حافظ بابا جان بوده و حافظ کلام الله خط را خوب مینوشت و جوانی بفهم بود و در شعر طبع خوب داشت این رباعی و مطلع از اوست :
  11. ۳۳۴- مولانا انوار همدانی از مردم همدان است و خالی از مولویتی نیست اما در میان شعرا به کعوبت مشهور است و در این باب این قطعه حیرتی راست :
  12. ۳۳۵- مولانا حیاتی پدرش به نیابت قضات قیام مینمود اما او در آن کار دخل نکرد و خوشنویس و منشی شد این مطلع از اوست :
  13. ۳۳۶- گلشنی کاشانی در اوایل به مشک فروشی اشتغال مینمود، شوق سخن او را عنان گرفته بجانب غزالان مشکبوی عنبر موی کشید، باردوی همایون تردد داشت، مردی مصاحب عاشق پیشه است عزم طواف عتبات عالیات نموده بشرف زیارت مشرف شد و از آنجا سفر کرده به شوشتر افتاد، در آنجا جوانی دیده دل از د
  14. ۳۳۷- مولانا ادهم کاشانی از جمله شعرای مشهور آنجاست و در جمیع اقسام شعر میگوید اما غزل او بهتر از شعرهای دیگرش است . این مطلع و بیت از اوست :
  15. ۳۳۸- قایلی سبزواری در اصل از سبزوار است و اکنون در شهر قزوین ساکن گشته در نهایت فقر و انکسار روزگار میگذراند این مطلع از اوست :
  16. ۳۳۹- ذهنی نقاش از جمله لوندان و خوش طبعان یزد است و سر حلقه ارباب سوز و درد، ذهنی صافی و سلیقه ای وافی داشت چنانکه از این مطلع میتوان دانست :
  17. ۳۴۰- فضولی بغدادی از دارالسلام بغداد است و از آن شهر شاعری بهتر از او پیدا نشده بهر دو زبان، یعنی فارسی و ترکی شعر میگوید . و اکثر شعر او منقبت ائمه دین صلوات الله علیهم اجمعین است این مطلع قصیده از اشعار اوست :
  18. ۳۴۱- مولانا عبدالله شهابی در اصل از ممالیک سادات سیفیه قزوین است اما چون فطرتش بغایت قابل افتاده بود باندک جد و جهدی در فنون فضایل مثل خط و انشاء و شعر و معما ترقی تمام نموده در خوش طبعی مشهور و معروف گشت این مطلع از اوست :
  19. ۳۴۲- شیخ شهاب الدین علی از شیخ زاده های ری است و از فضایل بهره ی تمام دارد و در شعر و معما قصاید و غزل خوب بسیار دارد این مطلع زاده ی طبع اوست :
  20. ۳۴۳- شریف محمد برادر زاده ی مولانا امیدی است و تخلص او هجری،این دو مطلع از اوست :
  21. ۳۴۴- کوکبی از شعرای ماوراءالنهر است و در علم ادوار از او چیزها در میان هست، در اوایل در خدمت یکی از سلاطین ازبک می بود آخر در خراسان کشته شد این مطلع از اوست :
  22. ۳۴۵- مولانا یار علی تهرانی در اوایل حال به شیراز رفته مدتها در آنجا باکتساب فضایل مشغول بود، چون بعضی اوقات خود را در آنجا صرف استفاده ی طب نموده بود بنابراین طبیب مقرر شده اکنون صفحات ابدان مردم را مشق خود ساخته، این مطلع از اوست :
  23. ۳۴۶- مولانا کاسب از جمله خوش طبعان و نادرگویان یزد است و اکثر اشعارش در غایت سوز و درد، این دو مطلع از آنجمله است :
  24. ۳۴۷- خواجه فانی تبریزی از محتشمان شهر تبریز است و پیوسته با جوانان ساده معاشرت می نمود گویند کثرت اموال او تا بحدی بود که یک نوبت هزار تومان به یکجا به رییس میر یوسف اصفهانی بقرض داده بود در آن ولا رییس مذکور نقد جان بقابض ارواح سپرد و فانی از شنیدن این سخن حیات باقی را وداع گف
  25. ۳۴۸- مولانا پناهی از داراب جرد است و از جمله اغنیای آنجاست آخر بواسطه شومی حال ریاضت بسیار کشیده پایمال حوادث شد از آن ولایت شاعری بهتر از او پیدا نشده، این مطلع از اوست :
  26. ۳۴۹- مولانا مراد از مردم قزوین است بسیار معترض و بیباک بود و بگفتن هجو مبادرت می نمود که آوردن آن لایق سیاق این اوراق نیست . این بیت از اشعار اوست :
  27. ۳۵۰- مولانا رضایی از مردم داراب جرد است و مردی خوش طبیعت، دیوان غزل بهمرسانیده این مطلع از او است :
  28. ۳۵۱- شریف محمد صبری از جمله خوش طبعان تهران است و در پی تحصیل علوم . امید که موفق باشد، در شعر طبعش خوبست و تخلص او صبری است این مطلع از اوست :
  29. ۳۵۲- سیمایی از مردم مشهد است و در تقلید، تقلید تیتال میکند اما بدو نمیرسید تیتال مسخره ی مقرر و مقلد بی نظیر خراسان بود. در تزریق گویی چنان ماهر و استاد بوده که چند بیت بلکه هزار بیت در یکساعت میگوید، میگوید که این مطلع را خود گفته ام اما من باور نمیدارم
  30. ۳۵۳- انصاری قمی از شعرای زمان سلطان یعقوب بود . شعرش روان و عام پسند است . این مطلع از اوست :
  31. ۳۵۴- مولانا خردی از دارالمؤمنین قم است مرد بی تعین و بی تکلف است اما در شعر خصوصا غزل، معانی خاص عاشقانه بسیار دارد. این مطلع از او است :
  32. ۳۵۵- مولانا قدیمی نقاش اصلش از گیلان است مصور خوبست و در شاعری خود را کمتر از دیگران نمیداند، این دو بیت از اوست :
  33. ۳۵۶- مولانا مشفقی بغدادی در خدمت مولانا لسانی می بود بلکه مولانا را بجای فرزند بود. بخدمت اصحاب شعر بسیار رسیده و در قواعد شعر وقوفی دارد و اوقات بتقوی و طهارت میگذراند و در جواب غزل شیخ کمال خجندی که مطلعش اینست :
  34. ۳۵۷- مولانا جانبی تبریزی است و به بگل کاری اوقات میگذراند این از اوست :
  35. ۳۵۸- غزالی ابریشم فروشی میکند ظرفا او را میمون الشعرا گفته اند از اینکه روی بدی دارد هر چند جهد کرد که از این در گذرند صورت نه بست این مطلع از اوست :
  36. ۳۵۹- طفیلی اصلش از مملوکان جهانشاه پادشاه است اوقات به دستار بندی میگذرانید این مطلع از اوست:
  37. ۳۶۰- مولانا قوسی تبریزی است و تخلصش از کسب او خبر میدهد، چون عامی است گاهی در قافیه غلط میکند این مطلع از اوست:
  38. ۳۶۱- نوری تبریزی در تابستان سقایی میکند و در زمستان عسل فورشی اشعار بسیار یاد دارد و مردم شهر بواسطه این با او خوش دارند.این مطلع از اوست:
  39. ۳۶۲-؟ ای خوش آن ساقی که ما را جام بیهوشی دهد
  40. ۳۶۳- مولانا عاشقی از ارنه است که قریه ای از قرای خراسان و سیستان است شاعری پاکیزه گوست و در علم ادوار نقش ها می بندد و صوت های خوب دارد و پیاده بشرف زیارت بیت الله الحرام زاده الله تعالی شرفا و روضه سید اصطفی صلی الله علیه و آله مشرف شده بسیار فقیر و کم سخن واقع شده، دیوان
  41. ۳۶۴- مولانا درویش از تربت خراسان است تخلص باطوارش مناسب در طلب علم اندکی سعی کرده و گاهی مثل این ابیات در سلک نظم میآورد :
  42. ۳۶۵- مولانا فتوحی اصفهانی است و در صحافی اندک وقوفی دارد اما بسیار لاابالی و هرزه گرد است این مطلع از اوست :
  43. ۳۶۶- مولانا صبری قاضی زاده ی زواره ی عراق است و خود نیز مدتی بآن امر خطیر اقدام مینمود، اما در این ولا ترک آن کرده خود را در زمره ی شعرا داخل ساخته است و در طلب علم زحمتی کشیده و می کشد و در شعر طبعش خالی از انگیزی نیست این چند بیت از اشعار آن شریعت وقار است :
  44. ۳۶۶- مولانا ادیمی از شعرای غیر مشهور اصفهان است مرد بی تعین و چپانی طور است این مطلع از اوست .
  45. ۳۶۷- مولانا وداعی از ولایت خراسان است این مطلع از اوست :
  46. ۳۶۸- طاهری رازی پسر مولانا امیدی است این مطلع از اوست :
  47. ۳۶۹- معانی یزدی در شاعری خود را کم از شعرای نامی نمیداند اما در شعر او بموجب المعنی فی بطن شاعر بحسب ظاهر معانی کم میتوان یافت هر چند تخلصش معانی است
  48. ۳۷۰- وفایی سبزواری بکسب والا بافی مشغول است که آنهم شعر بافی است و بقدر از تواریخ نیز وقوفی دارد این مطلع از اوست :
  49. ۳۷۱- جفایی استر آبادی مردی یتیم و عاشق پیشه، استر آبادیست و شب گرد روزی رقیبی باو رسیده بیکدیگر افتادند و به تیغ تیز با یکدیگر بنیاد جنک کردند و بزخم تیغ بیدریغ هر دو از پای در آمدند و مضمون این بیت به فعل آوردند :
  50. ۳۷۲- فردی تبریزی اول بکسب علاقه بندی مشغول بود و از معما و دیگر فنون و شعر خالی نبود آخر جذبه ای باو رسیده ترک علاقه بندی کرد و علایق دنیا را نیز هم چنین، سرو پا برهنه میگردد این مطلع از اوست و مناسبتی بحال خودش دارد:
  51. ۳۷۳- عشقی تبریزی معمایی و کتابه نویس خوب است و گاهی شعر هم میگوید این مطلع از اوست:
  52. ۳۷۴- صبوحی شیرازی به کمر بافی اوقات میگذراند، این مطلع از اوست :
  53. ۳۷۵- حاصلی تبریزی از ابریشم فروشی اوقات میگذراند و گاهی شعر نیز میگوید این مطلع از اوست :
  54. ۳۷۶- عزیزی قزوینی بکسب پوستین دوزی در تبریز اوقات میگذراند این دو مطلع از اوست :
  55. ۳۷۷- گلشنی شبستری در تبریز بوکالت و نیابت قضات مشغول بود و گاهی شعری از او سر میزد این مطلع از اوست :
  56. ۳۷۸- فصیحی تبریزی در شهر مذکور به تکمه بندی اوقات میگذراند این مطلع از اوست :
  57. ۳۷۹- صافی شیرازی شاعر و طالبعلم و لوند مشرب بود .این مطلع از اوست :
  58. ۳۸۰- خرامی تبریزی به صباحت و ملاحت شهره ی شهر است و به حسن خرامش رفتار و شیرینی گفتار آشوب دهر، حافظ کلام الله نیز هست این مطلع از اوست:
  59. ۳۸۱- حقیری تبریزی از شعرایی است که نو پیدا شده و متجدد است طبعش در شعر خوب است این مطلع از اشعار آن نوباوه ی کمال است :
  60. ۳۸۲- فقیری عراقی به یخنی پزی اوقات صرف میکند و گاه گاه در تنور خیال شعری خام سوز نیز بیرون میآورد این مطلع از اوست :

متن اشعار به نقل از گنجور.