پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰۷

به چهره خنده به گل‌های باصفا زده‌ای

به نغمه طعنه به مرغانِ خوش‌نوا زده‌ای

چو لاله چشم سیاه از خمار داری سرخ

پیاله تا به سحر، دوش در کجا زده‌ای

کسی ندیده به اقبال، چون تو صیادی

به هر خدنگ که افکنده‌ای، هما زده‌ای

به کوی عشق تو از خون گرفتگان دیگر

کسی نمانده، کنون دست بر حنا زده‌ای

ز روی آینه آن پشت پاست روشن‌تر

گمان بری که به خورشید پشت پا زده‌ای

حریف دشمن و اقبال او سلیم نه‌ای

ازین چه سود که بر سر پر هما زده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰۹دل درین بادیه سویی دود و من سویی
  2. شمارهٔ ۹۱۰چون نگه دارد مرا زنجیر زلف سنبلی؟
  3. شمارهٔ ۹۱۱ای بت، متاع اهل ریا را چه می کنی
  4. شمارهٔ ۹۱۲شراب ای گل رعنا نهفته چند کشی
  5. شمارهٔ ۹۱۳بعد مرگ از خاک ما مست تغافل نگذری
  6. شمارهٔ ۹۱۴درین ره ای خضر از خار پا نمی‌میری
  7. شمارهٔ ۹۱۵مباد آن دم که از ما رنجه گردد آشنارویی
  8. شمارهٔ ۹۱۶چنان از رهروان فیض شد روی زمین خالی
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.