پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

مدعی کو تا چراغ محفلم بیند ترا

غافل از راه آید و در منزلم بیند ترا

از ترحم سنگ را دل خون شود هر گه چو موج

خنده زن بر گریه ی بی حاصلم بیند ترا

در غم سامان به راه کعبه، ای بت نیستم

راهزن ترسم درون محملم بیند ترا

کاش سوزن بخیه ی اول به چشم خود زند

کز شکاف سینه ترسم در دلم بیند ترا

صحبت ما و تو ای طوفان نگردد برطرف

ناخدا کو تا حریف ساحلم بیند ترا

دست کوته کن سلیم از من، که ترسم روزگار

عاجز از اصلاح کار مشکلم بیند ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰نشد درست به هندوستان شکستهٔ ما
  2. شمارهٔ ۶۱تماشایش برد از آهوی وحشی تک و دو را
  3. شمارهٔ ۶۲ای قناعت مژده‌ای ده شاه هفت اقلیم را
  4. شمارهٔ ۶۳دیوانه ایم و وادی عشق است دشت ما
  5. شمارهٔ ۶۴برق عشق آمد که سوزد خرمن تدبیر را
  6. شمارهٔ ۶۵کی به دل آرم خیال آشیان خویش را
  7. شمارهٔ ۶۶سرو چون سایه ز پی آمده رفتار ترا
  8. شمارهٔ ۶۷کی ز تیغ آفتاب خویش باشد غم مرا
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.