پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر دوم

بخش ۱۷ - بیان نمودن خضر سرّ افعال خود را

گوش کن‌ تا با تو ای فرخنده کیش‌

باز گویم‌ حاصل‌ افعال خویش‌

از شکست‌ کشتی ‌ام گر طالبی‌

بود مقصد دفع‌ شرّ غاصبی‌

کآن شه‌ غاصب‌ هر آن کشتی‌ که‌ دید

بی‌ ز عیبی‌ بهر خویشش‌ برگزید

وآن یتیمی‌ چند را تا اغتشاش

در نیاید زین‌ تظلّم‌ در معاش

پس‌ شکستم‌ کشتی ‌ای را با تبر

تا شود از صاحبانش‌ دفع‌ ضر

چیست‌ این‌ کشتی‌ دل مرد مرید

شاه غاصب‌، نفس‌ جبّار عنید

تا تو را این‌ دل درست‌ و بی‌غش‌ است‌

رهن‌ جور آن عنود سرکش‌ است‌

چون به‌ دست‌ شیخ‌ ره دادی تو دل

کشتی‌ات‌ را بشکند شیخ‌ مدل

تا ز شرّ نفس‌ کافر وارهد

چون رهید اشکسته‌ را مرهم‌ نهد

لاجرم فرمود حق‌ با اهل‌ سرّ

هست‌ جایم‌ در قلوب‌ منکسر

هر دلی‌ کاشکست‌، اندر وی منم‌

در دل بشکسته‌ تانی‌ جستنم‌

گر دلت‌ بشکست‌ آن کو در وی است‌

زین‌ شکستت‌ صد درستی‌ در پی‌ است‌

دل گر او یار است‌ گو بشکسته‌ باش

ور طبیب‌ آن است گو جان خسته‌ باش

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۱۹ - در تحقیق‌ افعال خضر و اسرار آنطالب‌ حق‌ چونکه‌ در اول قدم
  2. بخش ۲۰ - در معنی‌انا فتحنا لک‌ فتحاً مبینا لیغفر لک‌ ﷲ ما تقدم من‌ ذنبک‌ و ما تأخّر و یتم‌ نعمته‌ علیک‌ و یهدیک‌ صراطاً مستقیماًبدان ای سالک‌ طریق‌ هدایت‌ و طالب‌ وصول به‌ سر منزل ولایت‌ که‌ چون انسان کامل‌ که مظهر اسمای حسنای الهیه‌ است‌ از مرتبه‌ وجود به‌ عالم‌ ملک‌ و شهود تنزل کند و متلبس‌ به‌ لباس ناسوتی‌ عنصری گردد و به‌ تعینات‌ امکانی‌ که‌ هر یک‌ مرتبه‌ای است‌ از مراتب‌ وجود
  3. بخش ۲۱ - در معنی‌ کریمه‌ یا ایها المزملاحمدا از سر بیفکن‌ دلق‌ را
  4. بخش ۲۲ - در کریمه‌ الم‌ یجدک یتیماً فآویاحمدا آور یتیمی‌ را به‌ یاد
  5. بخش ۲۳ - و وجدک ضالاً فهدیاحمدا یاد آر کز ملک‌ وجود
  6. بخش ۲۴ - و وجدک عائلاً فاغنیاحمدا بودی تو از گنج‌ لقا
  7. بخش ۲۵ - فاما الیتیم‌ فلا تقهر و اما السائل‌ فلا تنهربر یتیمان پس‌ مکن‌ قهر ای سند
  8. بخش ۲۶ - و امّا بنعمه‌ ربک‌ فحدثکن‌ حدیث‌ از نعمت‌ ما بر گروه
همه‌ی دفتر دوم ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.