پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

متفرقات

شمارهٔ ۵

عجب آمدم که آمد ز تو مژدهٔ وصالی

که به عمر خود ندادم به وصالت احتمالی

بنما رخ ار چه شاهی ز حجاب طره گاهی

که شبی به روی ماهی نگرم ز بعد سالی

به تو زیید ار که خوبان به رخت شوند قربان

که ندید چشم دوران ز تو خوب‌تر جمالی

به فقیه طعنه کم زن به سیه‌دلی و خامی

که ندیده روی ماهت که نبرده ره به حالی

ادامه‌ی متفرقات

  1. شمارهٔ ۷کسی که کرد نفی تفسیر من
  2. شمارهٔ ۸تا کی سخن ز حاضر و غائب
  3. شمارهٔ ۹هنگام بهار است و چمن پرگل و سوسن
  4. شمارهٔ ۱۰سراغت دارم دارم ای ماه یگانه
  5. شمارهٔ ۱۱وقت عیش و وقت نوش است ای صنم
  6. شمارهٔ ۱۲زلف تو دلم را به تپش آورد آری
  7. شمارهٔ ۱۳ز تنهایی دلم دیوانه شد آن یار همدم کو
  8. شمارهٔ ۱۴کرم‌های ترا هرگز فراموش
همه‌ی متفرقات ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.