پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

متفرقات

شمارهٔ ۷

کسی که کرد نفی تفسیر من

که این زوست باشد از پیش ازین

بخندد ابلیس بر آن بینوا

که این بود ز احمقان اولین

دو صد هزار نظم و نثر صفی

جهان نموده چون بهشت برین

تو اغشمی که نشنوی بوی گل

چه حاصلت ز سنبل و یاسمین

چه حاصل آنکه آفتاب منیر

بتابد آن بهر خفاش و عمین

صفی نرنجد از کلام حسود

که گفته حرفی از ره حقد و کین

ولیک باشدم از اینرو دریغ

که حق نموده لعن بر مفترین

بر او دهد خدای توفیق آن

که تا شود به بخردی همنشین

ادامه‌ی متفرقات

  1. شمارهٔ ۹هنگام بهار است و چمن پرگل و سوسن
  2. شمارهٔ ۱۰سراغت دارم دارم ای ماه یگانه
  3. شمارهٔ ۱۱وقت عیش و وقت نوش است ای صنم
  4. شمارهٔ ۱۲زلف تو دلم را به تپش آورد آری
  5. شمارهٔ ۱۳ز تنهایی دلم دیوانه شد آن یار همدم کو
  6. شمارهٔ ۱۴کرم‌های ترا هرگز فراموش
  7. شمارهٔ ۱۵دل و دین و علم و عقلم که شدم بعمر حاصل
  8. شمارهٔ ۱۶گر هیچ جامه مرد ندارد بروزگار
همه‌ی متفرقات ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.