پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۶۳ - جمع‌الجمع

ز جمع‌الجمع گر پرسی علامت

شهود خلق بر حق است اقامت

سب کسیران که راه جمع پویند

خود این را فرق بعد از جمع گویند

ز جمع آید چو سالک باز در فرق

بود در فرق اندر جمع خود غرق

خلایق را همی بیند حبابند

که در هستی خود قائم بآبند

بود ذات حق آن کور است بودی

خلایق نیست جز نقش و نمودی

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۶۵ - جنه‌‌الوراثهدگر باشد جنانی از وارثت
  2. بخش ۶۶ - جنه‌‌الصفاتیکی جنّت مسما بر صفات است
  3. بخش ۶۷ - جنه‌‌الذاتدری از جنه‌‌الذاتست مفتوح
  4. بخش ۶۸ - الجنائبجنائب صاحب اعمال خیرند
  5. بخش ۶۹ - جهتا‌الضیق والسعهجهت باشد یکی ضیق وسعت باز
  6. بخش ۷۰ - جهتاالطلبطلب را دو جهت باشد هم اینسان
  7. بخش ۷۱ - جواهر العلوم و الانباء و المعارفجواهرها کز آن کس نیست واقف
  8. بخش ۷۲ - باب‌الحاء الحالبود حال آنکه بر قلب است وارد
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.