پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۷۵ - عبدالقادر

ز عبدالقادر ار خواهی شد آگاه

خود او شاهد بود بر قدرت الله

الا در کل مقدورات صادر

کند بروی تجلی اسم قادر

بدان پس صورت دست الهش

که گیرد باوی و دارد نگاهش

نباشد لطف او را امتناعی

بود ز و هر عطا و انتزاعی

عیانش وجه تأثیر مؤثر

شود بر کل بتقدیر مقدر

هم ایصال مدد کورا دوام است

بمعدوم از وجود کل که تام است

رسد امداد هستی هر دم از وی

بمعد و مات اعیانی پیاپی

مع‌الکونی که معدم الذواتند

بمعدومیت خود بر ثباتند

به بیند نفس خود معدم بالذات

چنان کاندر عدم بد ذات ذرات

بعین آنکه در اشیاء مؤثر

بود با قدرت حق بی‌مغایر

بعین آنکه دارد قدرت از حق

در آنقدرت بود معدم مطلق

ز حق باشد به قدرت گرچه معلوم

نه بیند ذات خود را جز که معدوم

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۷۷ - عبدالمقدمبود عبدالمقدم را مسلم
  2. بخش ۲۷۸ - عبدالمؤخربود عبدالمؤخر آنکه تأخیر
  3. بخش ۲۷۹ - عبدالاولتو عبدالاول آنرا دان که رؤیت
  4. بخش ۲۸۰ - عبدالاخرز عبدالاخرت گر هست نیت
  5. بخش ۲۸۱ - عبدالظاهربعبدالظاهر از حق گشت ظاهر
  6. بخش ۲۸۲ - عبدالباطنز عبدالباطن ار جوئی نشانی
  7. بخش ۲۸۳ - عبدالوالیتو عبدالوالی آنرا دان که مطلق
  8. بخش ۲۸۴ - عبدالمتعالمتعال است آن اسمی که هر جا
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.